Friday, January 13, 2012

تمایز بدون برتری‌ام آرزوست

سن بدی هست. خیلی سن بدی هست. آدم ها توش حساسن به علایقشون، به حرف‌هاشون،به نظراتشون و اگر مخالف باشی چه بسا قطع رابطه هم بکنند. این‌ها همه فاکتور های هویتی شخصیتی است نه ؟ نمی دانم. امیدوارم این ها باشد. دوستی بین آدم‌ها برای من مهم تر از برتری بخشی به یک هویت خاص است. اما گاهی جلو یک مسئله می ایستم. مثلا جلوی قرائت خاص آدم ها از اسلام و اسلام سیاسی می ایستم چرا که فکر می کنم … این پست جنبه سیاسی ایده ئولوژیک ندارد چرا به این باز می گردم. مسئله خیلی ساده بود. دوستم به سبب این که گفتم این کتاب را نمی خوانم دوستش ندارم و کتاب دیگری را در این ژانر دوست دارم با من قهر کرد و این مرا شدیدا یاد این انداخت که سر انتخابات 88 کسانی که طرفدار احمدی‌نژاد بودند طرد شدند. البته مسئله خیلی فرق دارد. این جا خیلی بچه گانه هست. یک کتاب هست فقط و مسئله سلیقه هست اونجا مسئله زندگی ما آدم ها و آینده ما بود ولی اشتراکاتی در این می بینم.اول پست هم می خواستم به همین اشتراکات بپردازم. حس می کنم این فقط یک کاندیدا نیست اون هم فقط یک کتاب نیست. چیزی فراتر و بزرگتر حتی از آینده کشور و یک کتاب معمولی پشت این اتفاقات است. شخصیت من.

0 comments:

Post a Comment