Friday, March 2, 2012

چیزی او را از بقیه متمایز می کرد. چیزی بود که او را از پا نمی انداخت وقتی ناراحتش می کرد ولی انگار چیزی در وجودش داشت که می خواست همه چیز را به مبارزه بطلبد می ایستاد حتی وقتی هیچ شانسی نداشت و تلاش می کرد و تلاش می کرد. محوش می شدم. گریه هایش را می دیدم. برایم جالب بود که فاصله ای بین گریه و خنده ندارد و تلاشی برای محو گریه. برایش گریستن مسئله مهمی نبود انگار آن را عامل ضعف نمی دانست از آن به عنوان وسیله ای استفاده می کرد تا احساساتش را خالی کند و آرام شود و دوباره ادامه دهد. سعی در کنار آمدن با شرایط داشت بیشتر خودش را وفق می داد تا بخواهد شرایط را عوض کند چیزی که من مدتهاست فاقدش هستم. اما حالا نگاهش می کنم از لای پتویش نور بیرون می زند. ساعت از 4 گذشته است ، دارد سمس می زند. شادی زیادی در صورتش است و لبخندی به پنهای صورتش . گویی تازه از خواب بیدار شده بلند می شود کتاب هایش را پهن می کند و دوباره شروع می کند. یادم می آید وقتی برای آرزویش مبارزه می کند، می بینمش وقتی شکست می خورد و دور می بیند خود را از خواسته اش دوباره و دوباره بیشتر تلاش می کند…

 

Wednesday, February 29, 2012

آه باران-محمد‌رضا شجریان

ريشه در اعماق اقيانوس دارد - شايد -

اين گيسو پريشان كرده

بيد وحشي باران .

يا ، نه ، دريايي است گويي ، واژگونه ، بر فراز شهر ،

شهر سوگواران .

هر زماني كه فرو مي بارد از حد بيش

ريشه در من مي دواند پرسشي پيگير ، با تشويش :

رنگ اين شب هاي وحشت را

تواند شست آيا از دل ياران ؟

چشم ها و چشمه ها خشك اند .

روشني ها محو در تاريكي دلتنگ ،

همچنان كه نام ها در ننگ !

هرچه پيرامون ما غرق تباهي شد .

آه ، باران ،

اي اميد جان بيداران !

بر پليدي ها - كه ما عمري است در گرداب آن غرقيم -

آيا‌، چيره خواهي شد ؟

آهِ باران - آهنگساز: محمدرضا شجریان- شعر از فریدون مشیری و تنظیم از مزدا انصاری، زمان: ۰۸:۲۰

آه باران حال و هوای این روزهای من است . این آلبوم مجموعه‌ایست که در فرم و فضای موسیقی گلها تنظیم گردیده و به یاد بزرگان، حسین یاحقی، مرتضی محجوبی،رهی معیری و غلامحسین بنان ساخته شده‌است.