Saturday, March 2, 2013

The Second Man


دو نفر رو در نظر بگیرید که اولی معتقد هست اگه از ساختمون 100 طبقه خودش رو پرت کنه پایین ، نه تنها نمی میره بلکه پرواز هم می تونه بکنه و نفر دوم هی می خواد بهش به هر طریقی بفهمونه که داره اشتباه می کنه. احتمالا از این نگاه نفر اول آدم خل وضع و چل به نظر میاد و خب احتمالا نفر دوم ، نرمال ، "سالم" و چه بسا دلسوز!
اما اگه پرش نفر اول از ساختمون چیزی جز نتیجه ای نباشه از کمال گرایی و از دست دادن واقع بینی نه مثلا "صرفا پرواز کردن" در عمل ، به نظرم نفر دوم هم در این ماجرا با نفر اول هم آوا هست.
نفر دوم نمی تواند بپذیرد که "نمی تواند" به دوستش کمک کند ، و به نظرش اصلاح این فکر "کاری ندارد" و اگر این فرد مدت هاست در این اندیشه است به خاطر این بوده که بعضی از واقعیت ها را ندیده نه این که نمی توانسته ببینه. نفر دوم معتقد است که پیامبر است و شاید این توهمش بسیار جدی تر از پرواز نفر اول شود. اگرچه همه ما نفر اول را متوهم خواهیم دانست و او را سرزنش خواهیم کرد بابت توهماتش و کسی دومی را بابت خطاهایش و تاثیرات منفی اش مواخذه نخواهد کرد. چرا که او قصد اصلاح داشته است...