حس خیلی بدی به آنچه روانشناسی در ایران خوانده می شود دارم. قید در ایران را صرفا از این جهت آوردم که بگویم تردید دارم آنچه که اینجا مبنای این علم هست و یا روش هایش جاهای دیگری باشد و به تبع مشکل من با این علم نباشداز روشی یا برداشتی که از آن در این مملکت شده مشکل دارم.
مسئله این طوری هست که بیشتر مشاور هایی که دیدم در واقع تحلیلی در عقاید و رفتار بیمار یا مراجعه کننده ندارند. در حرف های مراجعه کننده دنبال یک سری کلمه یا جمله خاص می گردند تا با شنیدن آنها سریع برچسبی بزنند ، طوری برخورد می کنند گویی در حال اسکات خصم هستند. عده دیگر حرف های قشنگ می زنند. و به نظر به حرف ها گوش می دهند ولی مسئله چیز دیگریست. گروه دوم سعی می کنند بگویند که خب خیلی به مسائل گیر نده. انقدر پیچیده فکر نکن و … با فرض این که “نباید” پیچیده فکر کرد یا بهتر هست که پیچیده فکر نکرد من هیچ وقت روشی برای این کار یاد نگرفتم. حرف ها در عین این که قشنگ هست. دقیق نیست. این طوری می شود که ترجیح می دهم کتاب بخوانم و دنبال روش بگردم تا به مشاور و روانشناس مراجعه کنم.
0 comments:
Post a Comment