Saturday, March 10, 2012

از دنیایی که از آن بیزارم

آدم های اندکی هستند از نسل من، اگر تکامل صادق باشد احتمالا افرادی مانند من سالهاست که در این چرخه نابود شده اند. دوست ندارم چیز بیشتری با این آدم ها بگویم. چرا که قضاوتم می کنند و دهانشان را باز می کنند و هرچه بلدند و بلد نیستند می گویند. دهانشان بوی تعفن می دهد. جنگی است. من از جنگ بیزار بودم. می خواستم ترکشان کنم . من جنگ نمی خواستم. اما وقتی خوشبختی من ، آینده من و شادی من را از من گرفتند این خشم دیگر فروخورده نشد. قصد انتقام بود شاید اما این نوع انتقام هم ناشی از تسلیم شدن بود.

دیگر تسلیم نمی شوم و تا آخرین لحظه می جنگم

با… شما

0 comments:

Post a Comment